السيد المرعشي
173
شرح إحقاق الحق
أمير المؤمنين را برداشته متوجه مدينه شد ، نعش مبارك آن حضرت را بر شترى بار كردند وهمراه مى بردند ، شبى در شبگيران ، شتر با نعش گم شد وهيچ كس ندانست كه به كجا رفت وأين قول را خواجة محمد پارسا در كتاب فصل الخطاب ياد كرده . وحالي اتفاق مردم است كه قبر مبارك آن حضرت در موضعي است كه آن را غرى مى گويند ، از صحراى نجف ، وگفته اند كه : در زمان هارون الرشيد ، نوبتي در صحراى نجف شكار مى كرد ودر پهلوى اين موضع كه أو را غرى مى گويند تلى بلند بود وآهويان از سگان فرار كرده وبر بالاى آن تل رفتند . چون آهويان پناه بدان تل بردند ، سگان باز ايستادند واز عقب ايشان نرفتند هر چند سگان را مى راندند كه به تل بالا روند أصلا نمى رفتند ، هارون الرشيد در آن حال تعجب كرد وگفت : پيرى را از موضع غرى بياورند تا حقيقت آن تل از أو باز دانيم . مرد پير را حاضر كردند واز حقيقت آن تل از أو سؤال كردند ، أو گفت : به ما رسيده از پدران ما كه قبر مبارك ومرقد مطهر حضرت أمير المؤمنين على مرتضى عليه السلام در اين تل است ، هارون الرشيد آنجا خيمه زد وآن تل را بشكافتند وآثار قبر آن حضرت ظاهر شد وهارون الرشيد بر آن قبر قبه ساخت وعمارات كرد وهر سال آنجا به زيارة مى آمدند ومردم از أطراف متوجه زيارة مى شدند وهر مقصودى كه داشتند از آن مزار متبرك حاصل مى شد ، وأين روايت موافق است با أكثر روايات . علما گفته اند : قبر مبارك آن حضرت در قبله مسجد كوفه است . زيرا كه نجف در قبله مسجد كوفه واقع است ومردم تصور مى كرده اند كه در قبله گاه مسجد ، متصل به مسجد كوفه گفته اند [ در حالي كه ] مراد طرف قبلي مى تواند بود ، خواه متصل به عمارت باشد وخواه نه ، وهر كه مزار متبرك نجف را زيارة كرده مى داند كه آثار جلال وأنوار جمال از آن قبه مقدسه مطهره ظاهر واز غرائب واقعات آن